خدا یکتاست

خدا یکتاست

وَ لَقَدْ کَتَبْنَا فِی‌ الزَّبُورِ مِنْ‌ بَعْدِ الذِّکْرِ أَن‌َّ الْأَرْض‌َ یَرِثُهَا عِبَادِی‌َ الصَّالِحُون‌َ
خدا یکتاست

خدا یکتاست

وَ لَقَدْ کَتَبْنَا فِی‌ الزَّبُورِ مِنْ‌ بَعْدِ الذِّکْرِ أَن‌َّ الْأَرْض‌َ یَرِثُهَا عِبَادِی‌َ الصَّالِحُون‌َ

239- غبار (7) پوچ گرائی، زردگردائی، صفر گرائی (بخش 3)

اعوذ بالله من الشیطن الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

 

جادوی شیاطین (قسمت 239)

غبار (7)

پوچ گرائی، زردگردائی، صفر گرائی

(بخش 3)

 

بزرگترین سوره قرآن، بقره، موضوعات مهمی را بیان می فرماید، از جمله داستان گاو بنی اسرائیل که جزو موضوعات اصلی زندگی هر انسانی است. این داستان می خواهد به ما یاد دهد که معمولا انسان در انتخاب و اجرای دستورات خدا وارد جزئیات بی فایده و زرد می شود و اصل مساله را فراموش می کند. به این ترتیب زردگرائی یکی از موضوعات اصلی سوره بقره است که این نوع زردگرائی باعث پرت شدن و دور شدن انسان از اصل موضوع است. این مساله آن قدر مهم است که جزو موضوعات اصلی بزرگترین سوره قرآن است.

در اهمیت موضوع صِفر و زردگرایی گفته شود که در میان روزهای هفته، شنبه تعطیل است و به عنوان روز صِفر هم نامگذاری شده است. در میان روزهای هفته شنبه صفر است، فلسفه شنبه در اصل یعنی استفاده حداقلی از چیزهایی که فکر می‌کنیم لازم و ضروری‌اند. در میان بعضی یهودیان در این روز از استفاده از آتش خودداری می‌شود. اما آتش در زمان ما یک نماد است که به انواع گرمی‌ها تعبیر می‌شود. گرمی‌هایی که برای زندگی لازم نیستند و جنبه حداقلی ندارند. گرمی هایی که آنقدر ضروری نیستند که ترک یک روزه آنان، زندگی انسان را مختل کند ولی ترک این گرمی ها در یک روز، تاثیر بزرگی در پرورش اراده و عزم انسان دارد.

تعطیلی سبت (شنبه) که در قرآن توصیه شده است؛ فقط با این طریق به زندگی‌ها وارد می‌شود. وقتی روزی در هفته نباشد که در آن روز از گرمی‌ها و سرگرمی‌ها دور باشید، توان تحمل عدم وجود گرمی‌ها را از دست می‌دهید و به آنها وابسته می‌شوید و در زندگی زردگرا می‌شوید. باید متوجه شویم و بفهمیم که بعضی چیزها که ما خیلی به آن دل خوش کرده‌ایم، با یک باد سرد مختل می‌شوند؛ همانطور که بادهای پاییزی خیلی از برگ‌ها را زرد می‌کنند؛ برگ‌هایی که زمانی سبز بودند. خدای رحمان این صحنه ها را در قرآن خیلی جالب به تصویر می کشد.

 

أَلَم‌ْ تَرَ أَن‌َّ الله‌َ أَنْزَل‌َ مِن‌َ السَّمَاءِ مَاءً فَسَلَکَه‌ُ یَنَابِیع‌َ فِی‌ الْأَرْض‌ِ ثُم‌َّ یُخْرِج‌ُ بِه‌ِ زَرْعَاً مُخْتَلِفَاً أَلْوَانُه‌ُ ثُم‌َّ یَهِیج‌ُ فَتَرَاه‌ُ مُصْفَرَّاً ثُم‌َّ یَجْعَلُه‌ُ حُطَامَاً إِن‌َّ فِی‌ ذَلِک‌َ لَذِکْرَی‌ لِأُولِی‌ الْأَلْبَاب‌ِ (زمر: 21)

آیا ندیدى که خدا از آسمان آبى فرستاد و آن را بصورت چشمه‏هایى در زمین وارد نمود، سپس با آن زراعتى را خارج مى‏سازد که رنگهاى مختلف دارد بعد آن گیاه خشک مى‏شود، بگونه‏اى که آن را زرد و بى‏روح مى‏بینى سپس آن را در هم مى‏شکند و خرد مى‏کند در این مثال تذکّرى است براى خردمندان (از ناپایدارى دنیا)!

 

وَ لَئِن‌ْ أَرْسَلْنَا رِیحَاً فَرَأَوْه‌ُ مُصْفَرَّاً لَظَلُّوا مِنْ‌ بَعْدِه‌ِ یَکْفُرُون‌َ (روم: 51)

و اگر ما بادى بفرستیم (داغ و سوزان)، و بر اثر آن زراعت و باغ خود را زرد و پژمرده ببینند، (مأیوس شده و) پس از آن راه کفران پیش مى‏گیرند!

 

خدای رحمان در این آیه می فرماید که آیا ندیدى که خدا از آسمان آبى فرستاد و آن را بصورت چشمه‏هایى در زمین وارد نمود، سپس با آن زراعتى را خارج مى‏سازد که رنگهاى مختلف دارد و بعد از آن گیاه خشک مى‏شود، بگونه‏اى که آن را زرد و بى‏روح مى‏بینى، سپس آن را در هم مى‏شکند و خرد مى‏کند. در این آیه از شکسته شدن صحبت می کند (یُخْرِج‌ُ - یَهِیج‌ُ – مُصْفَرَّاً - حُطَامَاً). برگ بعد از مرحله یَهِیج‌ُ زرد می شود و در نهایت می شکند و تجزیه میشود و همین نکته ناپایداری تمام چیزهایی که زرد میشوند را بیان می کنند. در قسمت‌های قبلی در مورد محوطه های قرمز هفتگانه صحبت کردیم. اما در مبحث زردگرائی، از محوطه های زرد صحبت می‌کنیم.

محوطه‌های زرد خیلی زود به محوطه‌های قرمز تبدیل می‌شوند. چراغ راهنمایی چهارراه‌ها معمولاً چند ثانیه زرد هستند و بقیه را یا قرمزند یا سبز. اما همین چند ثانیه زرد کافیست که با قرمز قاطی شود. زرد گرمترین رنگه در میان طیف رنگ‌ها و همچنن در مواقع خطر و هیجان و ترس، رنگ چهره معمولا زرد می‌شود.

و در همه این حالات نشانه‌هایی است که به ما می‌گویند دل به زردی‌های روزگار و گرمی‌های روزگار خوش نکنیم و آنها را به وقتش رها کنیم و دست از آنها بکشیم.

خدای رحمان خیلی زیبا به این نکته اشاره می کنند. بت‌هایی که نه سودی دارند و نه ضرری و حتی در حد صِفر هستند؛ نه منفی اند و نه مثبت. نه صدایی می‌شنوند و نه حرفی می‌زنند و حتی اگر مگسی از آنان چیزی برباید، نمیتوانند پسش گیرند.

 

یَا أَیُّهَا النَّاس‌ُ ضُرِب‌َ مَثَل‌ٌ فَاسْتَمِعُوا لَه‌ُ إِن‌َّ الَّذِین‌َ تَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ لَن‌ْ یَخْلُقُوا ذُبَابَاً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَه‌ُ وَ إِنْ‌ یَسْلُبْهُم‌ْ الذُّبَاب‌ُ شَیْءً لاَ یَسْتَنْقِذُوه‌ُ مِنْه‌ُ ضَعُف‌َ الطَّالِب‌ُ وَالْمَطْلُوب‌ُ (حج: 73)

اى مردم! مثلى زده شده است، به آن گوش فرا دهید: کسانى را که غیر از خدا مى‏خوانید، هرگز نمى‏توانند مگسى بیافرینند، هر چند براى این کار دست به دست هم دهند! و هر گاه مگس چیزى از آنها برباید، نمى‏توانند آن را باز پس گیرند! هم این طلب‏کنندگان ناتوانند، و هم آن مطلوبان (هم این عابدان، و هم آن معبودان)

 

پیامبر ابراهیم پدرش را نصیحت می‌کند که چرا چیزی را می‌خوانید که نه سودی دارد و نه ضرری. این همان زرد گرایی است که پدر و قوم ابراهیم دچارش شده بودند.

 

وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْرَاهِیمَ ﴿٦٩﴾ إِذْ قَالَ لأبِیهِ وَقَوْمِهِ مَا تَعْبُدُونَ ﴿٧٠﴾ قَالُوا نَعْبُدُ أَصْنَامًا فَنَظَلُّ لَهَا عَاکِفِینَ ﴿٧١﴾ قَالَ هَلْ یَسْمَعُونَکُمْ إِذْ تَدْعُونَ ﴿٧٢﴾ أَوْ یَنْفَعُونَکُمْ أَوْ یَضُرُّونَ ﴿٧٣﴾ قَالُوا بَلْ وَجَدْنَا آبَاءَنَا کَذَلِکَ یَفْعَلُونَ ﴿٧٤﴾

و بر آنان گزارش ابراهیم را بخوان«69     

آنگاه که به پدر خود و قومش گفت چه مى‏پرستید«70

گفتند بتانى را مى‏پرستیم و همواره ملازم آنهاییم«71  

گفت آیا وقتى دعا مى‏کنید از شما مى‏شنوند«72

یا به شما سود یا زیان مى‏رسانند«73

گفتند نه بلکه پدران خود را یافتیم که چنین مى‏کردند«74       

 

وَالَّذِین‌َ تَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُونِه‌ِ لاَ یَسْتَطِیعُون‌َ نَصْرَکُم‌ْ وَ لاَ أَنْفُسَهُم‌ْ یَنْصُرُون‌َ (اعراف: 197)

و آنهایى را که جز او مى‏خوانید، نمى‏توانند یاریتان کنند، و نه (حتى) خودشان را یارى دهند.

 

قوم ابراهیم گفتند که بتها برای ما سود و ضرری ندارند و در ادامه گفتند: بلکه پدران خود را یافتیم که چنین مى‏کردند. تقلید از گذشتگان و دیگران مادر همه زرد گرائی هاست. همین حالا هم خیلی ها از زردگرائی ها از طریق فالو کردن بزرگان و سلبریتی ها و دیگران منتشر میشود.

خدای رحمان به مردم توصیه می‌فرماید که در دعاها غیر خدا را نخوانید، زیرا خواندن غیر خدا در دعاها بی‌فایده است. خدا مردم را به چالش می کشد و می فرماید که آنهایى را که غیر از خدا مى‏خوانید، بندگانى همچون خود شما هستند. آنها را بخوانید، و اگر راست مى‏گویید باید به شما پاسخ دهند (و تقاضایتان را برآورند)! خدا در این آیات خواندن غیر خدا در دعاها را زردگرائی می نامد و آن را بی فایده معرفی میکنند و حتی همه را به چالش می کشد که اگر راست می گوئید، فایده های آن را برشمارید.

 

إِن‌َّ الَّذِین‌َ تَدْعُون‌َ مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ عِبَادٌ أَمْثَالُکُم‌ْ فَادْعُوهُم‌ْ فَلْیَسْتَجِیبُوا لَکُم‌ْ إِنْ‌ کُنْتُم‌ْ صَادِقِین‌َ (اعراف: 194)

آنهایى را که غیر از خدا مى‏خوانید (و پرستش مى‏کنید)، بندگانى همچون خود شما هستند آنها را بخوانید، و اگر راست مى‏گویید باید به شما پاسخ دهند (و تقاضایتان را برآورند)!

 

نشنیدن، جواب ندادن، بی خبر بودن، پاسخ ندادن مشخصات زردگرائی است. زیرا اینها صفات بی فایده بودن است که هزینه های زیادی برای آن می کنید و وقت را به آن اختصاص می دهید ولی هیچ نتیجه ای نمی گیرید. متاسفانه بعضی مسلمانان خواسته ها و دعاهای خویش را به غیر خدا ارائه می دهند و در دعاهایشان مثلا می گویند:

 

 یا رسول الله به دادم برسید.

یا رسول الله مدد.

و ...

 

اما خدا می فرماید که پیامبر مرده است و خواندن او در دعاها بی فایده است، زیرا صدای شما را نمی شنود و آنها از دعا و خواسته شما بی خبرند.

 

وَ مَن‌ْ أَضَل‌ُّ مِمَّن‌ یَدْعُوا مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ مَنْ‌ لاَ یَسْتَجِیب‌ُ لَه‌ُ إِلَی‌ یَوْم‌ِ الْقِیَامَة‌ِ وَ هُم‌ْ عَنْ‌ دُعَائِهِم‌ْ غَافِلُون‌َ (احقاف: 5)

چه کسى گمراهتر است از آن کس که معبودى غیر خدا را مى‏خواند که تا قیامت هم به او پاسخ نمى‏گوید و از خواندن آنها (کاملا) بى‏خبر است؟! (و صداى آنها را هیچ نمى‏شنود!)

 

وَإِذَا حُشِرَ النَّاسُ کَانُوا لَهُمْ أَعْدَاءً وَکَانُوا بِعِبَادَتِهِمْ کَافِرِینَ ﴿۶﴾

و چون مردم محشور گردند دشمنان آنان باشند و به عبادتشان انکار ورزند

 

مردمی که دعاهای خویش را به غیر خدا ارائه می دهند؛ دو ضرر می کنند که این دو ضرر ویران کننده است:

1-          دعاها جواب داده نمی شود و در نتیجه دعا کردن بی فایده است و این یک نوع زردگرائی است.

2-          دعاکننده به جای اینکه به خدا دل بسته شود، به غیر خدا دل بسته میشود و در نتیجه غیر خدا در دل افراد جای خدا را می گیرد.

 

وَ مِن‌َ النَّاس‌ِ مَنْ‌ یَتَّخِذُ مِن‌ْ دُون‌ِ الله‌ِ أَنْدَادَاً یُحِبُّونَهُم‌ْ کَحُب‌ِّ الله‌ِ وَالَّذِین‌َ آمَنُوا أَشَدُّ حُبَّاً لِالله‌ِ وَ لَوْ یَرَی‌ الَّذِین‌َ ظَلَمُوا إِذْ یَرَوْن‌َ الْعَذَاب‌َ أَن‌َّ الْقُوَّة‌َ لِالله‌ِ جَمِیعَاً وَ أَن‌َّ الله‌َ شَدِیدُ الْعَذَاب‌ِ (بقره: 165)

بعضى از مردم، معبودهایى غیر از خداوند براى خود انتخاب مى‏کنند و آنها را همچون خدا دوست مى‏دارند. امّا آنها که ایمان دارند، محبتشان به خدا،  شدیدتر است. و آنها که ستم کردند، هنگامى که عذاب (الهى) را مشاهده کنند، خواهند دانست که تمامِ قدرت، از آنِ خداست و خدا داراى مجازات شدید است (نه معبودهاى خیالى که از آنها مى‏هراسند.)

 

 

خدای رحمان از رگ گردن به ما نزدیکتر است و حتی از خود ما به ما نزدیکتر است. او از هرکسی به حال و احوال ما آگاهتر است. غیر از خدا، کسی دیگر چنین موقعیتی ندارد و خدای رحمان بارها و بارها در قرآن به این موضوع اشاره دارند تا مردم به دنبال کارهای بی فایده نروند و زردگرا نشوند. بنابراین کسی که در دعاهایش مثلا میگوید یا رسول الله یاریم کن؛ عملا به رسول الله دل می بندد و بدون اینکه خودش بداند، رسول الله را به عنوان خدا برای خود بر می گزیند. زیرا موقعیت خدا را به رسول الله داده است. عامه مردم به وجود خدا اعتقاد دارند اما بیشتر آنها قدر و حرمت خدا را ارج نمی نهند. آنها عملا منکر نقش خدا در جهان هستند.

امتهای قبلی و حتی امت زمان پیامبر محمد هم همین مشکل را داشتند. آنها مجسمه های ساخت دست خویش را شفیع خود می پنداشتند و به همین خاطر دعاها و نذرهای خویش را به آنها تقدیم میکردند. البته آن بتها فقط مجسمه نبودند، فقط چند تکه سنگ نبودند، بلکه مظهر فرشتگان و یا بزرگانی بودند که سالها قبل فوت کرده بودند.

 

وَیَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا یَضُرُّهُمْ وَلَا یَنْفَعُهُمْ وَیَقُولُونَ هَؤُلَاءِ شُفَعَاؤُنَا عِنْدَ اللَّهِ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِمَا لَا یَعْلَمُ فِی السَّمَاوَاتِ وَلَا فِی الْأَرْضِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا یُشْرِکُونَ ﴿۱۸﴾

و به جاى خدا چیزهایى را مى ‏پرستند که نه به آنان زیان مى ‏رساند و نه به آنان سود مى‏ دهد و مى‏ گویند اینها نزد خدا شفاعتگران ما هستند بگو آیا خدا را به چیزى که در آسمانها و در زمین نمى‏ داند آگاه مى‏ گردانید او پاک و برتر است از آنچه [با وى] شریک مى‏ سازند (۱۸(

 

هیچ قومی صرفا چوب و سنگ تراشیده شده را نمی پرستند، بلکه پشت آن سنگها و چوبها و فلزات، پیامبران و صالحان و بزرگان خویش قرار گرفته اند. چوب و سنگ فقط ظاهریند.

مردم شفای بچه هایشان را از غیر خدا می خواهند. خدای مهربان در این مورد می فرماید: که چرا به کسانی روی می آورید که قدرت ضرر و زیان رساندن و سود رساندن را ندارند.

برای اینکه بدانیم آیا شفا دادن بچه ها و مریضها در حیطه قدرت پیامبران و سایر بزرگان دینی بعد از مرگشان وجود دارد یا نه، ابتدا باید مقدار قدرت و توانایی این افراد، در زمان زنده بودنشان را متوجه شویم. فقط جهت یادآوری، پیامبر محمد حتی نتوانست بچه مریضش را شفا دهد. بچه از خون آدمی است و برای پدر و مادر عزیز است. پیامبر نتوانست بچه خودش را شفا دهد، چطوری میتواند قرنها بعد از فوتش، میلیونها بچه در سرتاسر جهان را شفا دهد؟

 

یَدْعُو مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا یَضُرُّهُ وَمَا لَا یَنْفَعُهُ ذَلِکَ هُوَ الضَّلَالُ الْبَعِیدُ ﴿۱۲﴾

به جاى خدا چیزى را مى‏ خواند که نه زیانى به او مى ‏رساند و نه سودش مى‏ دهد این است همان گمراهى دور و دراز.

 

چند سال پیش فردی با من بحث میکرد، در حین بحث هر وقت اسم خدا را ذکر میکرد، میگفت خدا و اما هر وقت به اسم پیامبر محمد میرسید، میگفت پیغمبر جان!  این فرد ناخودآگاه در کلماتش عملا پیغمبر را بزرگتر و عزیزتر از خدا به حساب می آورد. اگر چه این فرد در ظاهر خدا را می پرستید ولی در کلماتش و جملاتش عملا مقام خدا را پایین آورده بود. همین دلبستگیهای غیر منطقی به بزرگان دینی باعث شده است که یهودیان مسیح را رد کنند و مسیحیان پیامبر محمد را نپذیرند. شیطان تاکتیکهای یکسانی را با کمی تغییرات بر همه مردم دنیا اجرا می کند. پیامبران به این نوع احترامها و تقدیسها نیازی ندارند و حتی در روز قیامت ضد این مردم میشوند.

 

وَ مَن‌ْ أَضَل‌ُّ مِمَّن‌ یَدْعُوا مِنْ‌ دُون‌ِ الله‌ِ مَنْ‌ لاَ یَسْتَجِیب‌ُ لَه‌ُ إِلَی‌ یَوْم‌ِ الْقِیَامَة‌ِ وَ هُم‌ْ عَنْ‌ دُعَائِهِم‌ْ غَافِلُون‌َ (احقاف: 5)

چه کسى گمراهتر است از آن کس که معبودى غیر خدا را مى‏خواند که تا قیامت هم به او پاسخ نمى‏گوید و از خواندن آنها (کاملا) بى‏خبر است؟! (و صداى آنها را هیچ نمى‏شنود!)

 

وَإِذَا حُشِرَ النَّاسُ کَانُوا لَهُمْ أَعْدَاءً وَکَانُوا بِعِبَادَتِهِمْ کَافِرِینَ ﴿۶﴾

و چون مردم محشور گردند دشمنان آنان باشند و به عبادتشان انکار ورزند

 

خدای رحمان این نوع را گمراهی دور می داند. یعنی یک نوع زردگرائی و کار بیهوده و بی فایده. در زردگرایی مردم گنجشک را رنگ زرد کرده و به قیمت قناری می‌فروشند. حتی طوری شده که غیر خدا را آنقدر پر و بال می دهند و آن قدر صفت تراشی می کنند که او را تا حد خدا بالا می برند و این همان بت تراشی است. همیشه با کلمه بت، فعل تراشیدن به کار برده شده است. زیرا بتها معمولا از روی بزرگان دینی ساخته می شوند. پر و بال دادن و صفت تراشیدن از بزرگان دینی، همان بت تراشی است. خدای شما همان کس یا همان چیزی است که اکثر اوقات، فکر شما را به خود مشغول می دارد. مؤمنان راستین کسانی هستند که اکثر اوقات به یاد خدا هستند. مومنان واقعی در حین ذکر نام خدا و نام پیامبر، نشان میدهند که خدا از پیامبر بزرگتر است و مدح و ثنای پیامبر نمی گویند؛ بلکه مدح و ثنای خدا میگویند.

 

إِنَّ اللَّهَ لَا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَیَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِکَ لِمَنْ یَشَاءُ وَمَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِیمًا ﴿۴۸﴾

مسلما خدا این را که به او شرک ورزیده شود نمى ‏بخشاید و غیر از آن را براى هر که بخواهد مى ‏بخشاید و هر کس به خدا شرک ورزد به یقین گناهى بزرگ بربافته است

 

این نوع زردگرائی ها یک نوع گرمی است. بعضی کارها ممکن است که برای دیگران ضرر مستقیم نداشته باشد. مثلا یکی که مشروب مینوشد و ادعا می کند که در حین مستی ضرری به دیگران نمی رساند. او متوجه نیست که با هر وابستگی و دلبستگی به غیر خدا، وابستگی و دلبستگی او به خدا کم میشود. تا جایی که فرد بعد از مدتی منکر هرگونه دلبستگی به خدا میشود. مثل تعدادی از عرفای دیندار در طول تاریخ که بعد از وابستگی به می و مشروب و ... زیر دینداری خویش زدند. وقتی شخص زنده و یا مرده ای و یا هر چیز دیگری شریک خدا قرارداده شود و مقدس شود، در آنصورت دلبستگی افراد به این فرد و یا شیء بیشتر از خدا خواهد شد و دلبستگی به خدا کاهش می یابد. شرک یعنی همین.

 

إِنَّهُ مَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیْهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ أَنْصَارٍ ﴿۷۲﴾

هر کس به خدا شرک آورد قطعا خدا بهشت را بر او حرام ساخته و جایگاهش آتش است و براى ستمکاران یاورانى نیست

 

افراد مومن در جزئیات زندگی هم خدا را در نظر دارند، اما افراد دیگر فقط در کلیات خدا را مطرح میکنند. مثلا میگویند:  خدا خالق آسمانها و زمین است و یا خدا خالق انسان است. حتی مشرکان زمان پیامبر محمد هم معتقد بودند که خدا خالق آسمانها و زمین است.

 

وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى یُؤْفَکُونَ ﴿۶۱﴾

و اگر از ایشان بپرسى چه کسى آسمانها و زمین را آفریده و خورشید و ماه را [چنین] رام کرده است‏ حتما خواهند گفت الله پس چگونه [از حق] بازگردانیده مى ‏شوند (۶۱(

 

خدا این نوع اعتقاد را کافی نمی داند. فردی که شصت هفتاد سال زندگی می کند، اعتقاد و بینش در این سطح کافی نیست و بلکه باید وارد جزئیات شود. باید در جزئیات هم خدا را مطرح کنید و گرنه یک زردگرائی پیش آمده است. فرد مومنی مثل پیامبر ابراهیم حتی آب و غذای خود را هم از طرف خدا می دانست. این است که مومنان واقعی که به خدا ایمان دارند، کوچکترین مورد زندگی خویش را هم به خدا ربط میدهند و از زردگرائی دوری می کنند.

 

الَّذِی خَلَقَنِی فَهُوَ یَهْدِینِ ﴿۷۸﴾

وَالَّذِی هُوَ یُطْعِمُنِی وَیَسْقِینِ ﴿۷۹﴾

وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ ﴿۸۰﴾

وَالَّذِی یُمِیتُنِی ثُمَّ یُحْیِینِ ﴿۸۱﴾

وَالَّذِی أَطْمَعُ أَنْ یَغْفِرَ لِی خَطِیئَتِی یَوْمَ الدِّینِ ﴿۸۲﴾

 

آن کس که مرا آفریده و همو راهنماییم مى ‏کند (۷۸(

و آن کس که او به من خوراک مى‏ دهد و سیرابم مى‏ گرداند (۷۹(

و چون بیمار شوم او مرا درمان مى ‏بخشد (۸۰(

و آن کس که مرا مى‏ میراند و سپس زنده‏ ام مى‏ گرداند (۸۱(

و آن کس که امید دارم روز پاداش گناهم را بر من ببخشاید (۸۲(

 

بنی اسرائیل در جزئیات زندگی، زردگرا شدند و به همین خاطر در قضیه ذبح گاو، زردگرائی آنان آشکار شد و قادر به اجرای دستور ساده خدای رب العالمین نشدند و خیلی به سختی و پرهزینه آن را اجرا کردند.

آیه دیگری در مورد سایه سه شاخه و یا سه بعدی در جهنم صحبت می فرماید:

 

انْطَلِقُوا إِلَی‌ ظِل‌ٍّ ذِی‌ ثَلاَث‌ِ شُعَب‌ٍ (مرسلات: 30)

بروید به سوى سایه سه شاخه (دودهاى خفقان‏بار و آتش‏زا)!

 

وقتی خدای رحمان  از سایه سه شعبه در جهنم صحبت می‌فرماید، یعنی سایه‌ای که سه پایه دارد و به راحتی نمی‌توانید از آن خلاص شوید. سایه سه بعدی زرد به معنای یک معنویت زرد سه پایه هم هست. وقتی یک صندلی دو پایه داشته باشد، خیلی زود می‌افتد و پایدار نیست ولی چیزی که سه پایه داشته باشد، به راحتی نمی‌افتد و سر جایش می‌ماند و آن موقع به سختی می‌توان از دست سایه زرد خلاص شد. سایه های زردی که پایه دار شوند، به سختی میتوان از دست آن خلاص شد.

در مورد گاو بنی اسرائیل، آنها با سخت‌گیری‌ها و سوالات بی‌مورد، سه پایه برای خود انتخاب کردند و کار را بر خود مشکل کردند. معیارهای سه گانه در انتخاب گاو (آیات 67 تا 73 بقره)

1. سن گاو

2. رنگ گاو

3. تازگی و بکر بودن

بنی اسرائیل با سخت گیری های خود باعث بوجود آمدن این سه شرط در انتخاب گاو شدند و کار را بر خود مشکل کردند. انتخاب گاو خیلی ساده و راحت و کم هزینه بود. اما انتخاب یک گاو با سن متوسط، رنگ زرد طلائی، بکر و کار نکرده و کار شخم نکرده، خیلی مشکل است و به سختی پیدا شد و هزینه زیادی بابت آن پرداختند. اصلاً مشکل انتخاب همه انسان‌ها در همین سه عامل است. این سه شرط هزینه ها را بالا می‌برد و کارها را پیچیده می‌کند و سرانجام دست نیافتنی می‌شود و برای خیلی‌ها به آرزو تبدیل می‌شود.

همانطور که در زندگی‌های امروزی خیلی از این سه پایه‌ها تعریف شده‌اند و خیلی از امکانات اولیه زندگی دست نیافتنی شده‌اند و در نتیجه شروع زندگی جدید برای خیلی از جوانان به آرزو تبدیل شده است.

معیارهای زرد، زندگی را مشکل می‌کند و انتخاب‌ها را هزینه بردار می‌کند.  بنی اسرائیل با این سوالات می‌خواستند که مثلا سنگ تمام بگذارند و می‌خواستند گاوی که برای قربانی انتخاب میکنند، ساده نباشد بلکه مقداری با این کارشان می‌خواستند پُز بدهند و خود را در میان اقوام دیگر و مصریان بالا بکشند. اینها همگی هزینه بردار است و البته بی اهمیت و بی فایده و فقط یک غرور و تکبر و خود بزرگ بینی است. مثل کسانی که یکی از والدینشان فوت کرده و آنها به فکر یک مجلس تحریم با هزینه بالا هستند که پیش مراجعین پُز دهند. چندی پیش یک فرد خیرخواه، در اینترنت یک کارزار تشکیل داده بود تا این رسمهای غلط و هزینه بردار را در خانواده ها بردارد. کسانی که یکی از افراد خانواده شان فوت کرده ولی باید برای مراجعین و تسلیت گوینده ها هزینه های زیادی بکنند. یا برای مراسمات عروسی باید هزینه ها سرسام آوری بگیرند که همه اینها زرد گرائی است.

بیشتر مردم آشپزخانه‌ها و خانه‌های لوکس می‌خواهند، طوری که هر کس آن را ببیند، انگشت به دهن بماند و اینها همگی برای خوشحالی مراجعین است (عبارت تسر الناظرین در آیات مربوط به ذبح گاو ) که بنی اسرائیل در مورد گاو می‌خواستند.

1-          نه پیر نه جوان

2-          رنگ زرد طلایی

3-          بکر باشد دست دوم نباشد و کسی به آن دست نزده باشد و ..

نایاب خواستن از مشکلات اصلی بشریت است. شاعران که از بنیه زردگرایند می‌گویند:

آنچه که یافت نشود، آنم آرزوست

 

این نشان از بی‌هدفی انسان دارد، طوریکه حتی انسان خودش هم نمی‌داند که چی می‌خواهد. بنی اسرائیل با این کارشان دهها برابر بیشتر هزینه پرداخت کردند و حتی ممکن بود که دست نیافتنی شود و به یک آرزو تبدیل شود. بیشتر آرزوهای دنیوی که انسان‌ها به آن نمی‌رسند، در محدوده زرد هستند و جالب است که این آرزوها ضروری هم نیستند.

درختان در پاییز برگ‌ها را رها می‌کنند. درخت بطور غریزی فهمیده است که بی‌برگی از برگ زرد بهتر است. بعضی از کارها زرد است و باید رهایش کنید و حتی نگهداری آن مضر است.

مدیتیشن به سبک امروزی یک نوع زردگرایی است و بی‌فایده است. به قول قرآن، چرا چیزی را می‌خوانید و استفاده می‌کنید که فایده‌ای برای شما ندارد.

رنگ زرد رنگ گرمی است  و اگر در میان طیف رنگ‌ها قرارش دهیم، مربوط به لایه احساس است. مردم دوست دارند که همیشه سرگرم باشند و این نوع سرگرمی ها گرایش به زرد است. اصلاً نماز برای این است که همیشه گرم نباشیم و در بازه های مشخصی سرگرمیها و زردی ها را برای خود سرد کنیم.

در فضای مجازی یکی به عنوان روانشناس می‌گفت: کسانی که دیر می‌خوابند موفق‌ترند! این جملات جزو روانشناسی زرد است. فلسفه های طرد شده و فلسفه‌های بی‌فایده جزو فلسفه‌های زرد هستند و اینها مدفوع جهان هستی هستند و باید رانده شوند. بین زرد و دیوانگی و هیجان، رابطه مستقیم وجود دارد. معمولا انسانها در گرمی ها و زردی ها بیمار می شوند. اکنون سریال‌های زرد و بی‌معنی گرمابخش زندگی‌ها شده‌اند. البته این نوع گرما برای سلامتی هم مضر است. فلسفه زردگرایی انسان‌ها را بی‌عقل می‌کند و به آنها هیجان کاذب می‌دهد.

همانطور که گاوها در گاو بازی ماتادورها به رنگ قرمز حساسند و توسط آن رنگ، گاو کنترل خودش را از دست می دهد. انسان‌ها هم نسبت به رنگ زرد حساسند و هیجانی و احساسی می‌شوند و کارهای جاهلانه و سعیرانه ای می کنند.

 

وَ إِذَا الْجَحِیم‌ُ سُعِّرَت‌ْ (تکویر: 12)

و در آن هنگام که احساسات هیجانی گردد،

و در آن هنگام که احساسات بی عقل گردد،

و در آن هنگام که احساسات زردگرا گردد،

و در آن هنگام که احساسات غرق گردد،

و در آن هنگام که احساسات آتش گیرد،

 

بیشتر مردم رنگ زرد را خواستگاری می‌کنند. یکی بود می‌گفت من یک همسر می‌خواهم که کار داشته باشد و قدش کمتر از فلان سانت نباشد. این یک نوع زردگرایی است و واقعا انتظار احمقانه و جاهلانه‌ای است. انسان‌ها یا باید به معنویت واقعی برسند و یا اینکه به پوچی می‌رسند و در نهایت باید نسبت به یکی از این دو یقین یابند.

 

حَتَّی‌ أَتَانَا الْیَقِین‌ُ (مدثر: 47)

تا زمانى که دوره یقین ما فرا رسید!

 

یکی از جنبه‌های طهارت، زرد تکانی است. خانه تکانی یعنی خانه و محل زندگی را از زردگرائی ها پاک کنیم. مردم بهار را به عنوان خانه تکانی انتخاب کرده اند که به نظر من اشتباه است و اتفاقا باید پاییز به عنوان خانه تکانی انتخاب شود.

در اهمیت زکات به موقع گفته شود که اگر شما به موقعش زکات پرداخت نکنید و بعد سعی کنید که بعدا مبلغ کلانی را بدهید، ارزشی ندارد زیرا در زمان و مکان خودش زردتکانی نکرده اید. هر چیزی باید در زمان خودش باشد.